از اصلاح نظام مالی تا تدوین برنامه جامع انرژی؛ راهکارهای عبور از ناترازی برق

مهدی مسائلی دبیر سندیکای صنعت برق ایران معتقد است ریشه ناترازی برق را باید در کمبود سرمایهگذاری و بدهیهای انباشته جستوجو کرد و تدوین برنامهای منسجم در حوزه انرژی میتواند راهگشای چالشهای این صنعت باشد.
ناترازی برق در ایران حاصل برهمکنش مجموعهای از چالشهای ساختاری در زنجیره تولید و تأمین انرژی از محدودیت تأمین سوخت تا شکاف عمیق میان نیاز سرمایهگذاری و منابع مالی تخصیصیافته است.
مهدی مسائلی دبیر سندیکای صنعت برق ایران در گفتوگو با اتاق ایران آنلاین با اشاره به کمبود منابع مالی، بدهیهای انباشته و نیاز بالای سرمایهگذاری در صنعت برق گفت: ناترازی برق در ایران تنها نتیجه افزایش مصرف یا محدودیت تولید نیست و بخشی از ریشههای آن را باید در کمبود سرمایهگذاری، بدهیهای انباشته و محدودیت منابع موردنیاز برای نگهداری و توسعه زیرساختها جستوجو کرد.
در کنار این مسائل، وابستگی بالای نیروگاهها به سوختهای حرارتی و نبود یک برنامه منسجم در حوزه انرژی، مدیریت ناترازی را پیچیدهتر کرده است.
حدود ۸۰ درصد نیروگاههای کشور حرارتی هستند، اما حدود ۹۰ درصد برق در دسترس کشور از نیروگاههای حرارتی تولید میشود.
بنابراین تأمین سوخت ارتباط مستقیمی با میزان تولید برق دارد.
به گفته دبیر سندیکای صنعت برق اگر گاز کافی در اختیار نیروگاهها قرار نگیرد، استفاده از سوختهای جایگزین مانند گازوئیل و مازوت مطرح میشود که علاوه بر محدودیتهای تأمین، پیامدهای زیستمحیطی نیز به همراه دارد.
به اعتقاد او در بررسی ناترازی برق باید موضوع تأمین و کیفیت سوخت را نیز در نظر گرفت.
کیفیت سوخت نیز بر راندمان نیروگاهها اثر دارد.
دبیر سندیکای صنعت برق ایران در ادامه سخنان خود با اشاره به وضعیت انرژیهای تجدیدپذیر گفت: مسئله صرفاً این نیست که دولت اجازه سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را نمیدهد؛ بلکه کشور نیازمند یک برنامه کلان و منسجم در حوزه انرژی است.
مسائلی تأکید کرد: اگر یک برنامه کلان داشته باشیم، میتوان آن را بهعنوان معیار تصمیمگیری قرار داد.
اما وقتی چنین برنامهای وجود نداشته باشد و صداهای مختلفی از سوی تشکلها و بخشهای مختلف به دولت منتقل شود، تصمیمها تغییر کرده و امکان ارزیابی عملکرد نیز کاهش مییابد.
برق باید کالایی راهبردی تلقی شود
او با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه به صنعت برق گفت: برق کالایی اساسی و راهبردی است و به دلیل نقش آن در استمرار فعالیت اقتصادی و اجتماعی، با موضوع امنیت ملی نیز ارتباط دارد.
مسائلی ادامه داد: اختلال در تأمین برق میتواند فعالیت بسیاری از صنایع و بخشهای اقتصادی را متوقف کند.
بنابراین باید صنعت برق را در ردیف کالاها و زیرساختهای راهبردی مورد توجه قرار داد.
او افزود: ممکن است برای برق یارانه در نظر گرفته شود و برای مصرف بالاتر سازوکارهای دیگری مانند خرید از بورس یا بازار آزاد تعریف شود.
اما اگر ظرفیت تولید وجود نداشته باشد، پرداخت قیمت بالاتر الزاماً به معنای دسترسی به برق بیشتر نیست.
مسائلی با اشاره به نقش دولت در این حوزه گفت: اگر قرار است مشکل برق حل شود، دولت باید با منابع کافی وارد این حوزه شود.
صرف سیاستگذاری یا توصیه نمیتواند مشکل ساختاری صنعت برق را برطرف کند.
به گفته مسائلی دولت در حال حاضر حدود ۲۴۰ هزار میلیارد تومان بابت مابهالتفاوت بهای تمامشده و نرخ تکلیفی به وزارت نیرو بدهکار است.
از سوی دیگر، بخش خصوصی نیز حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان به صنعت برق بدهکار است.
او ادامه داد: وقتی دولت قیمت تکلیفی تعیین میکند و مابهالتفاوت بهای تمامشده را پرداخت نمیکند، بدهی انباشته ایجاد میشود و این مسئله مستقیم بر توان مالی صنعت برق اثر میگذارد.
مسائلی با اشاره به ارزش داراییهای صنعت برق گفت: ارزش داراییهای این صنعت حدود ۱۵۰ میلیارد دلار است.
اگر عمر مفید این داراییها را حدود ۳۰ سال در نظر بگیریم، سالانه حدود یکسیام ارزش داراییها باید برای حفظ و نگهداری آنها هزینه شود.
او افزود: از سوی دیگر، مجموع نیاز صنعت برق برای حفظ، نگهداری و توسعه حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال برآورد میشود.
این در حالی است که بودجهای که سال گذشته به این صنعت اختصاص یافته، کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده است.
با چنین فاصلهای میان نیاز و منابع نمیتوان انتظار داشت صنعت برق بتواند پاسخگوی نیازهای فزاینده اقتصاد باشد.
ذخیرهسازها؛ راهکار کوتاهمدت برای خانوار
دبیر سندیکای صنعت برق ایران در پایان تأکید کرد: در شرایط فعلی، ذخیرهسازها میتوانند یکی از راهکارهای عملی برای تأمین برق برای بخش خانگی باشند، اما در نهایت راهحل پایدار، افزایش ظرفیت تولید و تأمین برق در کشور است.
همچنین اگر میزان قطعی برق از حدود دو ساعت بیشتر شود، فشار آن بر خانوار افزایش پیدا میکند و باید برای این وضعیت از قبل راهکار مشخصی در نظر گرفته شود.
مسائلی افزود: در بهار و تابستان نیز میتوان در کنار ذخیرهسازها، استفاده از انرژی خورشیدی در بخش خانگی را توسعه داد، هرچند در کلانشهرها و ساختمانهای بلندمرتبه، استفاده از پنلهای خورشیدی با محدودیتهایی مانند مشاع بودن پشتبام مواجه است.



