اخبار سراسری
از دل سنگ تا شمش طلا؛ جایی که علم معدن را زنده میکند

در دل خراسان جنوبی، جایی که سالها با نام معادن زغالسنگ شناخته میشد، امروز مجموعهای معدنی با تکیه بر دانش زمینشناسی و فناوریهای نوین توانسته از دل سنگهای کمعیار، شمش طلا تولید کند؛ مسیری که به روایت داوود رئیسی، کارآفرین حوزه معدن، تنها با اتکا به علم و نگاه مهندسی ممکن شده است.
در روزگاری که رقابت اقتصادی در جهان بر مدار ثانیهها میچرخد، ورود به عرصههای دانشبنیان دیگر یک انتخاب ساده نیست، بلکه مسیری دشوار و پرهزینه است که تنها از عهده کسانی برمیآید که علم را با جسارت و استمرار درهم آمیختهاند.
داوود رئیسی، دکتری زمینشناسی دانشگاه تهران و فعال معدن طلای شادان، یکی از همان چهرههایی است که مسیر خود را از دل دانش به دل سنگهای معدنی رسانده؛ مسیری که به گفته او، بدون پشتوانه علمی و نگاه مهندسی، اساساً قابل پیمودن نیست.
خراسان جنوبی؛ از «زغالسنگ» تا قطب طلا و مس
به گفته این کارآفرین حوزه معدن، خراسان جنوبی امروز دیگر آن تصویر قدیمی از یک استان صرفاً زغالسنگی نیست. سالها اکتشافات زمینشناسی، این منطقه را به یکی از قطبهای مهم معدنی کشور تبدیل کرده است؛ جایی که طلا و مس در کنار هم، ظرفیتهای تازهای برای توسعه اقتصادی ایجاد کردهاند.
او معتقد است شکلگیری واحدهای فرآوری در کنار معادن، نقطه عطفی در جلوگیری از خامفروشی و افزایش ارزش افزوده در منطقه بوده است؛ اتفاقی که به گفته وی، چشمانداز اقتصادی شرق کشور را تغییر داده است.

او تأکید میکند تا زمانی که مرحله اکتشاف به نتیجه نرسد، هیچ تصمیم اقتصادی درباره استخراج معنا ندارد و همین مرحله است که سرنوشت یک سرمایهگذاری معدنی را تعیین میکند.
در معدن طلای شادان، این زنجیره بهصورت یکپارچه طراحی شده و هدف، ایجاد مجموعهای کامل از اکتشاف تا تولید شمش طلا در یک ساختار صنعتی است.
از آنومالی سال ۱۳۵۴ تا تولید صنعتی امروز
روایت شادان اما یک مسیر کوتاه نیست. فعالیتهای زمینشناسی این محدوده از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد و در ادامه، طی دهههای ۸۰ و ۹۰ به کشف، صدور گواهی و نهایتاً بهرهبرداری رسید.
در نهایت، این پروژه در سال ۱۴۰۰ به بهرهبرداری رسید و امروز با ظرفیت تولید سالانه حدود ۳۰۰ کیلوگرم طلا، بهعنوان یکی از واحدهای شاخص تولید شمش در شرق کشور شناخته میشود.

معدن کمعیار؛ جایی که فناوری تصمیم میگیرد
یکی از نکات مهم در سخنان این کارآفرین، نگاه متفاوت به مفهوم «عیار پایین» است. او میگوید در شادان، حتی سنگهایی با عیار حدود نیم گرم در تن نیز با استفاده از فناوریهای نوین قابل استحصال شدهاند؛ موضوعی که در گذشته اساساً توجیه اقتصادی نداشت.به باور او، اینجاست که نقش دانش فنی، دانشگاه و فناوریهای نوین در معدنکاری معنا پیدا میکند؛ جایی که علم، مرز بین «غیراقتصادی بودن» و «سودآور شدن» را جابهجا میکند.
طلا و مس؛ از چالش تا فرصت
اما نگاه توسعهای شادان به همینجا ختم نمیشود. به گفته رئیسی، این معدن در واقع یک ذخیره پورفیری طلا–مس است؛ جایی که همجواری این دو عنصر، اگر درست مدیریت نشود، میتواند به افزایش هزینهها منجر شود.او معتقد است باید این نگاه تغییر کند و مس نه بهعنوان عنصر مزاحم، بلکه بهعنوان یک محصول مستقل و ارزشمند در کنار طلا دیده شود؛ رویکردی که میتواند الگوی جدیدی در معادن کشور ایجاد کند.
دانشگاه و صنعت؛ حلقه مفقوده توسعه معدنیکی از محورهای مهم این گفتوگو، ارتباط صنعت و دانشگاه است. رئیسی معتقد است بسیاری از ظرفیتهای علمی کشور در دانشگاهها باقی میماند، در حالی که میتواند مستقیماً وارد صنعت شود و مسئلهمحور عمل کند.او تأکید میکند اگر این ارتباط بهدرستی شکل بگیرد، بخش مهمی از مسئله مهاجرت نخبگان نیز قابل حل خواهد بود؛ چراکه جوانان متخصص زمانی کشور را ترک میکنند که مسیر عملی برای بروز توان علمی خود در داخل وجود نداشته باشد.
شکست، بخشی از مسیر معدنکاری است
این کارآفرین حوزه معدن، معدنکاری را فعالیتی بدون ریسک نمیداند. او تأکید میکند هیچ پروژه معدنی تضمین صددرصدی ندارد و شکست، بخشی طبیعی از مسیر اکتشاف است.
اما به باور او، تفاوت در این است که افراد موفق از دل همین شکستها تجربه میسازند و مسیر را اصلاح میکنند؛ نه اینکه در نقطه خطا متوقف شوند.
چشمانداز شادان؛ از طلا تا کنسانتره مس
برنامههای توسعهای این مجموعه نیز متوقف نشده است. به گفته رئیسی، هدف آینده، ایجاد واحدهای کنسانتره طلا و مس و بهرهبرداری همزمان از ظرفیت هر دو عنصر است؛ اقدامی که میتواند شادان را به یکی از بزرگترین مجتمعهای فرآوری شرق کشور تبدیل کند.
اقتصادِ آینده از دل دانش امروزدر نهایت، روایت معدن شادان تنها داستان یک پروژه معدنی نیست؛ روایتی است از پیوند علم و صنعت، از تبدیل ایده به تولید و از باور به اینکه حتی کمعیارترین سنگها نیز میتوانند با اتکا به دانش، به ثروت ملی تبدیل شوند.و شاید پیام اصلی این مسیر روشن باشد: آینده اقتصاد ایران، نه در تکرار روشهای گذشته، بلکه در جسارت ورود به مرزهای جدید علم و فناوری ساخته میشود.




